آگاهی از وضعیت جامعه گذشته با داستان تویست داغم کن

معرفی کتاب "تویست داغم کن" اثر ر.اعتمادی

آیا تحلیل کاریکاتور نیاز به آموزش دارد ؟.

مدتی پیش در فضای اینترنت با مطلبی رو به رو شدم تحت عنوان "آموزش تحلیل کاریکاتور" ، در صورتی که عقیده من اینگونه بود : تحلیل کاریکاتور نیاز به آموزش ندارد زیرا کاریکاتور باید به شکل عوّام فهم باشد و مردم عادی توانای درک آنرا داشته باشند ...

آشناترین شاعر گمنام

همه‌ی ما وقتی نام فرید سجادی می‌آید ، فیلم هایی از ذهنمان گذر می‌کنند مانند فروشنده ، مغز های کوچک زنگ زده ، ایتالیا ایتالیا ، لانه زنبور ، شبی که ماه کامل شد و خط آتش و . . . ولی علّت رخ دادن این اتفاق این است که ما به فرید سجادی از جنبه‌ی کارگردانی و بازیگری می‌نگریم ، من خودم تا مدت زمانی پیش از همین دیدگاه به او می‌نگریستم تا این که از طریق صفحه‌ی اینستاگرام ایشان با شعر های کوتاهشان آشنا شدم .

جهت خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

داستان کوتاه کوچه یاس

داستان کوچه یاس اثر ملیکا بابایی درباره پیرزنی است که در انتهای کوچه ای به نام یاس زندگی می کند و ...

برای خواند داستان بر روی ادامه مطلب کیک کنید ...

داستان کوتاه راه رسیدن به خدا

یک روز صبح «بودا» در بین شاگردانش نشسته بود که مردی به جمع آنان نزدیک شد و پرسید آیا خدا وجود دارد؟ «بودا» پاسخ داد: بله، خدا وجود دارد. بعد از ناهار سروکله‌ی مرد دیگری پیدا شد که پرسید: آیا خدا وجود دارد؟ «بودا» پاسخ داد: نه، خدا وجود ندارد. اواخر روز مرد سومی همین سؤال را از «بودا» پرسید. پاسخ بودا به او چنین بود: خودت باید این را برای خودت روشن کنی. یکی از شاگردان گفت: استاد این منطقی نیست. شما چطور می‌توانید به یک سؤال سه جواب بدهید؟ بودا که به روشن‌بینی رسیده بود، پاسخ داد: چون آنان سه شخص مختلف بودند و هرکس از راه خودش به خدا می‌رسد: عده‌ای با اطمینان، عده‌ای با انکار و عده‌ای با تردید.
"پائولو کوئیلو"

داستان کوتاه تهمت

مردی روستایی تبر خویش گم کرد. بدگمان شد که مگر پسر همسایه دزدیده است و به مراقبت او پرداخت. در رفتار و لحن کلامش همه حالتی عجیب یافت؛ چیزی که گواهی می‌داد که دزدِ تبر اوست. اندکی بعد، روستایی تبرش را بازیافت، مگر آخرین باری که به آوردن هیمه(هیزم سوختنی) رفته بود، تبر در کوه بر جای مانده بود. چون بار دیگر به مراقبت پسر همسایه پرداخت، در رفتار و کلام او هیچ چیز عجیبی نیافت؛ هیچ چیز گواهی نمی‌داد که دزد تبر اوست! 

 "احمد شاملو"

شعر سیب حمید مصدّق (عناصر و بیانیه ها)

شعر سیب حمید مصدّق از جمله شعر هایی است که در حافظه بسیاری از افرادی که اهل ادب هم نیستند ،می ماند.

در این نوشته ، به عناصر و بیانیه های شعر سیب پرداخته می‌شود :

(جهت خواندن متن برروی ادامه مطلب کلیک کنید)

شعر زندگی

اگر در شعر زندگی نگاهی عمیق کنیم ؛ می‌فهمیم لحظات تلخ و شیرین قافیه های آن هستند که بدون آنها شعر وزن خود را از دست می‌دهد . می‌فهمیم این شعر قالبی ساده به نام مثنوی دارد ، پس نباید آن را سخت گرفت . می‌فهمیم این شعر آرایه هایی مانند عشق دارد که زیبایی زندگی را رقم می‌زند . می‌فهمیم شاعری دارد که نعمت هایش را برای ما عرضه کرده است و نظمی در زندگی پدید آورده است . می‌فهمیم که در آخر این شعر ، دیوانی از ما به یادگار می‌ماند که خاطراتمان را در بر می‌گیرد ‌‌. دیوان شعر زندگیتان پر از مِهر و محبّت همیشگی .

 ب.ن ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۸


داستان کوتاه

دو هزار تومان ناقابل

چهارشنبه شب بود، مدام در رخت خواب تکان می خوردم یا بالشتم را عوض می کردم ولی اصلاً خوابم نمی برد؛ دلیلش را هم نمی دانستم، صبرکنید می دانستم امّا طوری برای خودم وانمود می کردم که نمی دانم! به خاطر همان دو هزار تومانی است که امروز صبح بعد کلاس ریاضی برروی زمین حیاط مدرسه دیدم، آن را برداشتم، یک کیک و آبمیوه خریدم و خوردم.

متن کامل داستان

شبکه های اجتماعی