داستان کوتاه تهمت

مردی روستایی تبر خویش گم کرد. بدگمان شد که مگر پسر همسایه دزدیده است و به مراقبت او پرداخت. در رفتار و لحن کلامش همه حالتی عجیب یافت؛ چیزی که گواهی می‌داد که دزدِ تبر اوست. اندکی بعد، روستایی تبرش را بازیافت، مگر آخرین باری که به آوردن هیمه(هیزم سوختنی) رفته بود، تبر در کوه بر جای مانده بود. چون بار دیگر به مراقبت پسر همسایه پرداخت، در رفتار و کلام او هیچ چیز عجیبی نیافت؛ هیچ چیز گواهی نمی‌داد که دزد تبر اوست! 

 "احمد شاملو"

شعر سیب حمید مصدّق (عناصر و بیانیه ها)

شعر سیب حمید مصدّق از جمله شعر هایی است که در حافظه بسیاری از افرادی که اهل ادب هم نیستند ،می ماند.

در این نوشته ، به عناصر و بیانیه های شعر سیب پرداخته می‌شود :

(جهت خواندن متن برروی ادامه مطلب کلیک کنید)

شعر زندگی

اگر در شعر زندگی نگاهی عمیق کنیم ؛ می‌فهمیم لحظات تلخ و شیرین قافیه های آن هستند که بدون آنها شعر وزن خود را از دست می‌دهد . می‌فهمیم این شعر قالبی ساده به نام مثنوی دارد ، پس نباید آن را سخت گرفت . می‌فهمیم این شعر آرایه هایی مانند عشق دارد که زیبایی زندگی را رقم می‌زند . می‌فهمیم شاعری دارد که نعمت هایش را برای ما عرضه کرده است و نظمی در زندگی پدید آورده است . می‌فهمیم که در آخر این شعر ، دیوانی از ما به یادگار می‌ماند که خاطراتمان را در بر می‌گیرد ‌‌. دیوان شعر زندگیتان پر از مِهر و محبّت همیشگی .

 ب.ن ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۸


داستان کوتاه

دو هزار تومان ناقابل

چهارشنبه شب بود، مدام در رخت خواب تکان می خوردم یا بالشتم را عوض می کردم ولی اصلاً خوابم نمی برد؛ دلیلش را هم نمی دانستم، صبرکنید می دانستم امّا طوری برای خودم وانمود می کردم که نمی دانم! به خاطر همان دو هزار تومانی است که امروز صبح بعد کلاس ریاضی برروی زمین حیاط مدرسه دیدم، آن را برداشتم، یک کیک و آبمیوه خریدم و خوردم.

متن کامل داستان

شبکه های اجتماعی