پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا

گاهی بسیار مشکل است فهماندن چیزی به کسی که نمی فهمد

گاهی بسیار مشکل است فهماندن چیزی به کسی که نمی فهمد

معرفی داستان کوتاه پوست نارنج اثر صمد بهرنگی

درختی که سردش بود (عکس نوشت)

درختی که سردش بود (عکس نوشت)

خوابش می آمد ولی تنه اش یخ زده بود، به دنبال جایی گرم و نرم برای شاخه هایش می گشت. اگر آن شاخه های انبوهش را اکبر آقا نبریده بود الآن خوابی خوب را تجربه می کرد.

ناگهان فکری به ذهنش رسید، کمی از تنه و شاخه هایش را به داخل اتاقک کوچک هدایت کرد. دیگر سردش نبود، از طرفی هم می دانست اکبر آقا حالا حالا ها نمی آید چون زنش پا به ماه است. چندین ماه گذشت و اکبر آقا بازگشت هنگامی که او را دید فوراً رفت، درخت فکر می کرد رفته تا ارّه ای بیاورد و او را خلاص کند امّا اکبر آقا با چند خبرنگار و عکاس آمد و درخت زیر نور دوربین ها گرمتر می شد.

از آن روز به بعد هرروز عکاس ها و خبرنگارانی می آیند ولی تابستانی هم در راه است که نور دوربین ها در آن برعکس عمل نمی کنند!

رفتن و شکست خوردن سخت است، بازگشتن سخت تر ...

رفتن و شکست خوردن سخت است، بازگشتن سخت تر ...

(معرفی داستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم با جملات برگزیده)

کمی دروغ باید گفت

کمی دروغ باید گفت

دروغ از آن دست چیز هایی است که می گوییم و معتقدیم همیشه ناپسند است امّا آیا در واقعیت هم اینگونه است ؟

اگر اینگونه است چرا گاهی دروغ می گوییم ؟

آیا کاری ناپسند انجام می دهیم ؟

خیر

زیرا گاهی حقیقت تلخ است و تنها چیزی که می تواند این تلخی را از بین ببرد دروغ است .

دکتری که به دروغ می گوید «مشکلی نیست.» آن هم به مریضی که فقط ده روز زنده است کاری ناپسند انجام داده ؟

نه او برای مریضش ده روز شیرین آفریده . یا پسر بچّه فقیری که پس از خوردن شام از پدرش با لبخندی که علامت رضایت دروغین است ، تشکّر می کند ، یک شب راحت برای پدرش می آفریند .

بنابراین نه همیشه ولی گاهی هم به دیگران هم به خودمان دروغ بگوییم شاید یک روز ، یا ماه یا سال شیرین در انتظار شما باشد .

8 اردیبهشت 99

درخت همسایه

درخت همسایه

برخی اوقات با یک فنجان چایی به سمتت می آیم و میبینمت . می گویی ، می شنوم ؛ از شکوفه هایی که رفته اند می گویی از برگ هایی که برای زیبایی پاییز فدا کردی ، می گویی از شاخه هایی که انسان ها و باد ها از تو می گیرند ، می گویی . . .

همه‌ی دانسته هایت را می گویی

به جز حال من آنرا هم می دانی ولی نمی گویی

چون به فکر حال منی

تو می گویی ، می دانی ، می فهمی

تو زنده ای ! می گویم ، می دانم ، می فهمم . . .

عکس از خانم عاطفه تقدّسی

جهت حمایت و دیدن آثارشان :


آگاهی از وضعیت جامعه گذشته با داستان تویست داغم کن

آگاهی از وضعیت جامعه گذشته با داستان تویست داغم کن

معرفی کتاب "تویست داغم کن" اثر ر.اعتمادی

آیا تحلیل کاریکاتور نیاز به آموزش دارد ؟.

آیا تحلیل کاریکاتور نیاز به آموزش دارد ؟.

مدتی پیش در فضای اینترنت با مطلبی رو به رو شدم تحت عنوان "آموزش تحلیل کاریکاتور" ، در صورتی که عقیده من اینگونه بود : تحلیل کاریکاتور نیاز به آموزش ندارد زیرا کاریکاتور باید به شکل عوّام فهم باشد و مردم عادی توانای درک آنرا داشته باشند ...

آشناترین شاعر گمنام

آشناترین شاعر گمنام

همه‌ی ما وقتی نام فرید سجادی می‌آید ، فیلم هایی از ذهنمان گذر می‌کنند مانند فروشنده ، مغز های کوچک زنگ زده ، ایتالیا ایتالیا ، لانه زنبور ، شبی که ماه کامل شد و خط آتش و . . . ولی علّت رخ دادن این اتفاق این است که ما به فرید سجادی از جنبه‌ی کارگردانی و بازیگری می‌نگریم ، من خودم تا مدت زمانی پیش از همین دیدگاه به او می‌نگریستم تا این که از طریق صفحه‌ی اینستاگرام ایشان با شعر های کوتاهشان آشنا شدم .

جهت خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

داستان کوتاه کوچه یاس

داستان کوتاه کوچه یاس

داستان کوچه یاس اثر ملیکا بابایی درباره پیرزنی است که در انتهای کوچه ای به نام یاس زندگی می کند و ...

برای خواند داستان بر روی ادامه مطلب کیک کنید ...