مَهان

وبلاگ بنیامین نوری

بخشیدن و فراموش کردن و فراموش شدن

معرفی داستان کوتاه مرد اسکلتی اثر جناب آقای مهدی رضایی

«بررسی داستان کوتاه لا به لای زمستان» نوشتۀ «محمّد اسعدی»

بخشی از داستان:

دشت های دوسوی جاده پوشیده از برف اند، تنک، ناهموار. اینجا و آنجا خاک زورش بر برف چربیده و پهنه زمینی قهوه ای یا خاکستری لابه لای سفیدی ها خودنمایی می کند ...

داستان «دو هزار تومان ناقابل» نوشتۀ «بنیامین نوری»

داستان دو هزار تومان ناقابل اثر بنیامین نوری

پیرمرد و دریا

گاهی بسیار مشکل است فهماندن چیزی به کسی که نمی فهمد

معرفی داستان کوتاه پوست نارنج اثر صمد بهرنگی

داستان کوتاه

دو هزار تومان ناقابل

چهارشنبه شب بود، مدام در رخت خواب تکان می خوردم یا بالشتم را عوض می کردم ولی اصلاً خوابم نمی برد؛ دلیلش را هم نمی دانستم، صبرکنید می دانستم امّا طوری برای خودم وانمود می کردم که نمی دانم! به خاطر همان دو هزار تومانی است که امروز صبح بعد کلاس ریاضی برروی زمین حیاط مدرسه دیدم، آن را برداشتم، یک کیک و آبمیوه خریدم و خوردم.

متن کامل داستان

بنیامین نوری در شبکه های اجتماعی