خیلی دور، خیلی نزدیک

خیلی دور، خیلی نزدیک

 

 
دیالوگ باز، قسمت دوم
خیلی دور، خیلی نزدیک
 
-سحابی جبّار هم محل تولّده، هم محل مرگ ستاره هاست، همشون برمی گردن به جایی که متولد شدن.
-من نمی دونستم ستاره ها هم می میرن.
-همشون می میرن، اصلاً خیلی از ستاره هایی که ما می بینیم، میلیون ها سال پیش مُردن. ولی ما به خاطر مسافتی که باهاشون داریم، اونا رو می بینیم.
-یعنی انقدر دورن؟
-خیلی دور، خیلی نزدیک. وقتی با دنیای خودمون مقایسه می کنیم، می فهمیم چقدر دورن. امّا اگه با کهکشان های دیگه مقایسه کنیم، می فهمیم چقدر به ما نزدیکن.
 
سحابی جبّار هم محل تولّد هم محل مرگ ستاره هاست.(انّآ لله و انّا الیه راجعون)
اگه با دنیای خودت مقایسه کنی، می فهمی چقدر دورن، ولی اگه با کهکشان های دیگه مقایسه کنیریال می فهمی چقدر نزدیکن.
 
چقدر با ظرافت و لطافت، همین چند دیالوگ به ما می فهماند، مرگ حتمی است.
می فهماند مرگ پایان نیست.
می فهماند خدا از آن چیزی که فکر می کنید به شما نزدیک تر است.
می فهماند این خود ما هستیم که خدا را از خودمان دور می کنیم.
می فهماند بعضی چیز ها را لازم نیست، حیلی دنبالشان برویم، گاهی همین نزدیک اند.
می فهماند ما از اوییم و به سوی او باز خواهیم گشت.
می فهماند او خیلی دور است و خیلی نزدیک.
 
اگر دوست داشتید، موسیقی بی نظیر فیلم خیلی دور خیلی نزدیک را هم تجربه کنید:
 

 
 
 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی