داستانک سکان را به من بده!!!

داستانک سکان را به من بده!!!

سکان را به من بده !!!

خدا با لبخند به من می گوید : آهای ! دوست داری برای مدتی خدا باشی و دنیا را
برانی ؟
می گویم : البته به امتحانش می ارزد .
کجا باید بنشینم ؟
چقدر باید بگیرم ؟
کی وقت ناهار است ؟
چه موقع کار را تعطیل کنم ؟
خدا می گوید : سکان را بده به من ! فکر می کنم هنوز آماده نباشی .


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی