داستانک مامان؟ بابا کی می آید؟

داستانک مامان؟ بابا کی می آید؟

مامان ؟ بابا کی می آید ؟

گفت : زود! خیلی زود! جنگ تمام شده......دیگر جای نگرانی نیست.

مامان! مامان! کشتی آمده!

نردبانی انداختند.

سرانجام همه را پیاده کردند.

شوهرش به ساحل رسید.

ستوان گفت : اینجا را امضا کنید.

زن تابوت را بغل کرده بود.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی