رفتن و شکست خوردن سخت است، بازگشتن سخت تر ...

رفتن و شکست خوردن سخت است، بازگشتن سخت تر ...
یکی از کار هایی که در بچگی در اوقات فراغت انجام می دادم، رفتن به دنیای رنگارنگ کتابخانه پدرم بود؛ کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم به دلیل جلدش مرا یاد روستایمان می انداخت که برای ایام عاشورا و تاسوعا به آنجا می رفتیم.
بعد از چندین سال بالاخره این کتاب را خواندم و فهمیدم علاوه بر جلد زیبا، متن زیبایی هم دارد، متنی با جملات ناب.
این کتاب نادر ابراهیمی روایت عاشقانه پسر کشاورزی است که عاشق دخترک همسایه، هلیا، می شود و این در حالی است که پدر هلیا بازرگان است. آنها از دوران کودکی با یکدیگر بزرگ و سپس عاشق هم می گردند امّا در عشق خود با مخالفت خانواده هایشان رو به رو می شوند و تصمیم می گیرند که به چمخاله بگریزند ولی مشکلات زندگی نمایان می شوند، برای مثال پسرک عاشق نمی تواند ماهی گیری بیاموزد و ... ؛ هلیا بعد دو سال باز می گردد و بعد از یازده سال هم پسر عاشق، و هنگامی که باز می گردد متوجه می شود که مادرش به خاطر غم جدایی فرزندش فوت کرده و پدر سخت از او ناراضی است و همین باعث می شود گفت:«رفتن و شکست خوردن سخت است امّا بازگشتن سخت تر ...»
این کتاب خاطرات و نامه های عاشق داستان به هلیا را بیان می کند

جملات زیبای کتاب باعث شد یک PDF حاوی جملات گزیده این کتاب تهیه کنم. جهت دانلود این PDF که اختصاصی مهان است می توانید از لینک زیر استفاده کنید .


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی