مَهان

وبلاگ بنیامین نوری

داستانک مهمانی میلیون دلاری

مهمانی میلیون دلاری 

چارلی با آخرین دلاری که داشت در بخت آزمایی، ده میلیون دلار برنده شد.


جشنی که با دوستان خیابان خوابش گرفت، دو هفته به طول انجامید. تا آنکه چارلی طی مهمانی بر اثر نا پرهیزی مُرد.


دولت صاحب میلیون ها دلاراو شد، اما اسم او تا ابد در مین استریت به عنوان بزرگترین دست و دلباز شناخته شده ، می ماند.


... راستی اسمش چی بود؟


دیک اسکین

  • سعید مهدویان

    یه چیزی ازش برداشت کردم که مطمئن نیستم درست است یا نیست؟

    پاسخ:
    برداشتتون چی بوده؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

داستان کوتاه

دو هزار تومان ناقابل

چهارشنبه شب بود، مدام در رخت خواب تکان می خوردم یا بالشتم را عوض می کردم ولی اصلاً خوابم نمی برد؛ دلیلش را هم نمی دانستم، صبرکنید می دانستم امّا طوری برای خودم وانمود می کردم که نمی دانم! به خاطر همان دو هزار تومانی است که امروز صبح بعد کلاس ریاضی برروی زمین حیاط مدرسه دیدم، آن را برداشتم، یک کیک و آبمیوه خریدم و خوردم.

متن کامل داستان

بنیامین نوری در شبکه های اجتماعی