مَهان

وبلاگ بنیامین نوری

همه چیز را فدای تعلیق نکن!

تعلیق یکی از عناصر داستانی است که باعث می شود مخاطب این شوق را داشته باشد که داستان شما را تا پایان بخواند و همراهی کند. از تعلیق در معرفی خیلی از فیلم ها یا داستان ها استفاده می کنند مثل رمان پر از تعلیق فلان!

نکتۀ کلیدی این است که تعلیق در بین عناصر داستانی دیگر اهمیّت کمتری دارد. یعنی اگر در بررسی یک داستان متوجّه شویم که تعلیق خوبی در داستان به کار رفته ولی شخصیت پردازی ایراد داشته باشد و یا دیالوگ ها اطلاعات مناسبی را به مخاطب ندهد، آن داستان یک فاجعۀ کامل است. یک داستان نویس اگر بخواهد فقط یک داستان پرتعلیق بنویسد و بی خیال عناصر دیگر شود، داستان نخواهد نوشت، یک نوشته ای می نویسد که فقط خودش با آن ارتباط برقرار خواهد کرد. برای نمونه شما اگر یک داستان معمایی بنویسید و ماجرا را طوری بیان کنید که مخاطب تا آخر تشنه و مشتاق باشد ولی در آخر داستان یک دلیل نه چندان جالب را بنویسید، مخاطب نه تنها به خاطر تعلیقتان شما را ستایش نمی کند، بلکه شاید چند تا توهین هم بهتان بکند! البته این حرف های من نباید باعث شود تعلیق را برای همیشه فراموش کنید بلکه باید به خاطر داشته باشید، تعلیق خوب است که باشد امّا نباید خط پیرنگ و شخصیت و خیلی عناصر دیگر را برای پررنگ کردن تعلیق فدا کنید چون ارزشش را ندارد.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

داستان کوتاه

دو هزار تومان ناقابل

چهارشنبه شب بود، مدام در رخت خواب تکان می خوردم یا بالشتم را عوض می کردم ولی اصلاً خوابم نمی برد؛ دلیلش را هم نمی دانستم، صبرکنید می دانستم امّا طوری برای خودم وانمود می کردم که نمی دانم! به خاطر همان دو هزار تومانی است که امروز صبح بعد کلاس ریاضی برروی زمین حیاط مدرسه دیدم، آن را برداشتم، یک کیک و آبمیوه خریدم و خوردم.

متن کامل داستان

بنیامین نوری در شبکه های اجتماعی