همۀ ما آزاد متولّد شده ایم!

همۀ ما آزاد متولّد شده ایم!

ژان ژاک روسو در کتاب قرارداد اجتماعی نوشته:

انسان آزاد متولّد می شود و همه جا در بند است.

او معتقد بود انسانها ذاتاً خوبند و اگر ما را رها کنند تا دوباره مانند انسان های اولیه به جنگل ها برویم و زندگی کنیم، مشکلی نخواهیم داشت، از نظر او مشکلات انسان زمانی آغاز شده که او از طبیعت دست کشیده و به شهر ها پناه برده است. زندگی شهری باعث شده دغدغۀ ما انسانها برتری جویی و جلب توجه دیگران باشد.

به عبارت دیگر می توان گفت، روسو می گفت: تمدن انسان را به تباهی کشانده است.

او مسئلۀ دیگری در کتابش مطرح می کند که آن مسئله، یافتن راهی برای زندگی مردم بود که در عین حال که در کنار هم زندگی و از قوانین دولتی اطاعت می کنند، بتوانند درست مثل زمانی که خارج از جامعه زندگی می کردند، احساس آزادی داشته باشند.

نظریۀ او ارادۀ عمومی بود، یعنی هر چیزی که به نفع کل جامعه و کل کشور باشد.

منظور اینکه یک سری قوانین طراحی شود که با رعایت آن به ارادۀ عمومی برسیم.

اگر مردم باید مالیت دهند، چون منجر به ارادۀ عمومی می شود و با این مالیات ها می توان به کشور و جامعه رسیدگی کرد.

حال اگر انسانی از قوانین پیروی نکند، چه می شود؟

از نظر روسو باید او را به اجبار آزاد کرد!

بله! این حرف از دیدگاه روسو، اصلاً تناقض ندارد، زیرا آن فرد آزادی را نمی شناسد، پس باید راه آزادی را به او نشان داد، حتّی با اجبار!


نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی